
ما شیعهزادهایم و هوادار حیدریم تا آخرین نفَس همگی یار حیدریم عمّار یاسر، اَصبغ و سلمان و مالِکیم حُجر و کمیل و میثمِ تمّار حیدریم با یک اشارهاش سر و جان را فدا کنیم شکرِ خدا که گرمیِ بازار حیدریم حتّی شبِ ولادت اربابمان حسین مشغول به سرودن اشعار حیدریم یا مرتضی علی علی مولا علی علی اذکار ماست بس که گرفتار حیدریم طبق «فمَن یَمُت یَرَنی» در زمان مرگ... ...ما محو دیدنِ گُل رخسار حیدریم فصل بصیرت است به دنبال اصلحیم در اوج فتنه نوکرِ بیدار حیدریم ما جز علی به هیچکسی دل نمیدهیم حتّی به قدر یک نفسی دل نمیدهیم ***** ما تشنهایم جرعهی آبی به ما دهید بهتر بُوَد که ظرف شرابی به ما دهید چندینشب است بادهی نابی نخوردهایم لطفی کنید و بادهی نابی به ما دهید ما قصد پایبوسیتان را نمودهایم در بین جادهایم، رکابی به ما دهید کربوبلا محلّ عبور و مرور ماست آن لحظهای که حال خرابی به ما دهید یک بار کافی است که بگوییم «یا حسین» قبل از خِتام، کوه ثوابی به ما دهید جشن تولّد تو و سجّاد و ساقی است باید سه وعده سور حسابی به ما دهید وقتی به ما «حسین حسین» وحی میکنید پس واجب است تا که کتابی به ما دهید پیغمبریم و خدمت ارباب میکنیم نام تو را به صفحهی دل قاب میکنیم ***** ارباب ما رسیده و دنیا شلوغ شد دنیا فقط نه، عالَم بالا شلوغ شد بازار نوکری من و تو گرفته است شکرِ خدا دوباره سر ما شلوغ شد با فوجی از فرشته، بزرگِ ملائکه... ...آمد زمین و خانهی مولا شلوغ شد در دست هر فرشته هدایای شاخصیست اطراف گاهوارهی آقا شلوغ شد از برکت رسیدن ارباب شیعهها حتّی کِنِشت و دِیر و کلیسا شلوغ شد با کشتی نجاتِ سریع و وسیع او نقطهبهنقطه دامن دریا شلوغ شد خالی شده جهنّم و آتش فرو نشست در عینِ حال، جنّت اعلی شلوغ شد فرزند دومینِ پیمبر پسر شده زهرا دوباره مادر و حیدر پدر شده ***** وقتی که رُو به وادی میقات میکنیم با ذکر «یا حسین» مناجات میکنیم مصداق «یا مُفتّحالأبواب» نام اوست ما با حسین، سِیر سماوات میکنیم مِهرش که روزی دل هر کس نمیشود با مِهر او همیشه مباهات میکنیم ما که عذاب قبر نداریم با حسین با حِرز یار، دفع بلیّات میکنیم اینکه سرشت ما همه از خاک کربلاست با منطق فلاسفه اثبات میکنیم با کربلای او چه نیازی به جنّت است اعراض از تمامی جنّات میکنیم وقتی که نام حضرت ارباب میبریم خشنود قلب عمّهی سادات میکنیم هر دلبری که دلبر آقا نمیشود هر خواهری که زینبِ کبریٰ نمیشود ***** شأن نزول و روح کتاب خدا حسین والفجر و مریم و فلق و وَالضُّحیٰ حسین تو آمدی و جمع شما جمع گشته است زهرا، حسن، نبیّ خدا، مرتضی، حسین تو آمدی و آل عَبا با تو پا گرفت بیتو چه ناقص است حدیث کساء حسین روز ازل که نامهی ما را نوشتهاند افتاده کار محشر ما با شما حسین وقت تولّدم که مؤذّن مرا گرفت در گوش من به جای اذان گفت: «یا حسین» در مکتب تو غیر دو واژه نخواندهام در ابتدا حسین وَ در انتها حسین رغبت نمیکنم که روَم جای دیگری وقتی که هست نزد تو دارُالشّفا حسین ما غیر درب خانهتان را نمیزنیم ما رُو به غیر آلِ پیمبر نمیزنیم ***** از بس که باوقار بُوَد برگزیدنیست ناز نگاه یوسفِ زهرا خریدنیست نجوای هر شبانهی قبل از ولادتش با گریههای حضرتِ زهرا شنیدنیست فُطرس ز برکت قدَمش بال و پَر گرفت این بال به عرش خدا هم پَریدنیست شیرینتر از شرابِ عسل بوسه از گَلوست یعنی که طعم بوسهی دلبر چشیدنیست حس میکنم که زائر ششگوشه میشوم از بسکه عطر سیب حریمش وزیدنیست هنگام پایبوسیاش از غم بَری شدم پایینِ پا رسیدم علیاکبری شدم