دیده ام بر کربلای دست تو

دیده ام بر کربلای دست تو

[ سید مجید بنی فاطمه ]
دیده ام بر کربلای دست تو، دست تو
عالَمی را مبتلای دست تو، دست تو

کربلا اینقدر شیدایی نداشت
بی تو و بی ماجرای دست تو

می‌کُشد این حسرتم آخر که کاش
بود دست من به جای دست تو، دست تو

علقمه در علقمه تکثیر شد
موج پژواک صدای دست تو، دست تو

دیدم از آغاز پایان نداشت
قصّه‌ی خون گریه‌های دست تو

چشم من با گریه می‌بندد دخیل
بر ضریح با صفای دست تو، دست تو

هر که با دست تو دارد عالَمی
من که می‌میرم برایِ دست تو، دست تو

تا همیشه دست تو مشکل گشاست
ای خدا مشکل گشای دست تو، دست تو

اوفتاد از پا امام عاشقان
تا که خالی دید جای دست تو

خم شد و برداشت و با احترام
بوسه زد بر پاره‌های دست تو، دست تو

سایه هم همسایه‌ی نامحرمیست
گرچه می‌اعتد به پای دست تو

ای به سودای تو اسماعیل‌ها
سر نهاده در منای دست تو

کعبه در سوگ تو می‌پوشد سیاه
تا نشیند در عزای دست تو

آب پاکی روی دست آب ریخت
ای به قربان صفای دست تو

پربازدید‌ترین‌های واحد سید مجید بنی فاطمه حضرت عباس (ع)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های واحد حضرت عباس (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت عباس (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های سید مجید بنی فاطمه

نظرات