
یا زهرا یا زهرا حالی که داری حال دوران پیمبر نیست از تو چه پنهان حال ما هم از تو بهتر نیست با دیدن تابوتِ خود، همسر که میخندد یعنی دلش دیگر به ماندن پیش شوهر نیست من که نود زخم از اُحُد دارم خبر دارم که هیچ زخمی سخت تر از زخم بستر نیست یک پلک تو از ضربهی سیلی ورم کرده اندازهی چشمان تو با هم برابر نیست اصلا چه بهتر که فضه را آنجا صدا کردی مسمار از سینه کشیدن کار حیدر نیست در را شکستند و به پهلوی تو کوبیدند باور کنم اینها تقاص جنگ خیبر نیست یک گوشه زینب گریه یک گوشه حسین گریه دریا حریف اشک این خواهر برادر نیست سهم حسینت پیرهن، پس سهم زینب چه؟ در یادگاریهای تو یک تکه معجر نیست؟