
این روزا تو خونه زحمت میکشی سخته این همه مصیبت میکشی لااقل پیشمی سر به زیر نباش نکنه داری خجالت میکشی اشکای چشم حسن فدا سرت زخم رو گونهی من فدا سرت حاضرم پای تو جونمم بدم حالا یه سیلی زدن فدا سرت شهرمون مثل غروبه دلگیره دل تو به داغ غربت اسیره تا میبیننت راهو کج میکنن الهی فاطمه واست بمیره از درد شانه، شانه نشد موی زینبم طاقت یه ذره گرما ندارم دوست دارم که راه برم پا ندارم موی زینبت پریشونه هنوز برا شونه کردنش نا ندارم گریههام گریهی پیوسته شدند راه آه و نالههام بسته شدند دعا کن همین روزا زود بمیرم در و همسایه دیگه خسته شدند