
به نام نامی تو شد قیام هر قدم علی به روی صفحه میدود به شوق تو قلم علی به دست توست تا ابد سلوک را عَلَم علی یه یُمن مولود تو گشته بتسرا حرم علی نشان گرفتم از خدا اشاره شد به مرتضی که جز علی نیافتم نشان واضح از خدا برای شیعه بودنم دلیل محکمام علی زبان گرفتم از خدا که دَم به دَم، دَمام علی همام علی، غمام علی، نیاز مبرمام علی به بحر بیکران عشق تو کم از نَمام علی ندیده مرد چون تو روزگار یا علی مدد نبوده تیغ مثل ذوالفقار یا علی مدد همیشه ذکر لب علی، طلب علی، طرب علی برای خلقت از عدم خدای را سبب علی برای نام کردگار بهترین لقب علی برای امّت نبی، ولیّ منتخب علی برای وضع حمل تو گرفتهاند این صله که نامِ موسی و مسیح گشتهاند قابله گمان نمیکنم غریق تو رسد به ساحلی گمان نمیکنم کمال جز تو داشت کاملی بدون حبّ تو طواف کعبه دور باطلی گمان نمیکنم که کعبه جز تو داشت حاصلی به روی خانهی خدا بگو که آن شکاف چیست؟ اگر بگویمت که روی کعبهای گزاف نیست ز کعبه آمدی شبیه دُر که از صدف علی تو راز فاش خلقتی و سرّ لُوکَشَف علی سلوک را هدف علی، محیط هر طرف علی مقطّعات دشت خون، ردیف شعر تَف علی دوباره نذر کردهام که باده از نجف زنم به لب کف و به کف دَف و به دَف کف از شعف زنم اگر بخوانمت خدا که نارواست این لقب اگر بگویمت بشر که دور گشتم از ادب به جستجوی اسم اعظم آمدم مهِ رجب علیست کیمیای رَبّ، علیست پاسخ طلب به هر چه از تو میرسد بدان شدید راغبم اگر تو ساقی منی ببین شراب واجبم نمیشود به غیر تو امید داشت به جهان نمیشود بدون نام تو توالی زمان نمیشود که عاشقت نبود از سریر جان نمیشود بدون ذکر تو طهارت دهان نهان من، عیان من، امام انس و جان من اذان من، وزان من، ستون آسمان من ابوترابی و منم غبار راه قنبرت بناست مادری کند بر این غبار همسرت نبین لیاقت مرا، تو را به جان مادرت برای خود فدام کن، فدای نام حیدرت نبین سیاهروییام، تو رو سفید کن مرا به تیر غمزهی نگاه خود شهید کن مرا