نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

برای جدّ غریبم مدام می گریم ز داغ اعظم او صبح و شام می گریم اگر كه اشك دو چشمم تمام هم بشود ز دیده خون همه ی عمر، تمام می گریم طلوع فجر برایش كه روضه می گیرم چو دیدگان شفق نیلفام می گریم زمان ناحیه خواندن فقط محرّم نیست تمام سال ز داغ امام می گریم من و جدا شدن از خیمه ی غمش هیهات به سوخته شدنِ آن خیام می گریم به زخم زخم تن چاك چاكِ او سوگند برای آنكه شود التیام می گریم تمام سال برایم محرّم و صفر است چه در سفر چه حذر هر مقام می گریم شبیه مادر پهلو شكسته با هر داغ خدا گواه كه با هر سلام می گریم قسم به روضه ی آوارگی مظلومه ز داغ كوفه فزون تر ز شام می گریم منم كه منتقم خون جدّ مظلومم علی الدّوام برای قیام می گریم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد