بذار که مرگو بغل بگیرم

بذار که مرگو بغل بگیرم

[ سیدرضا نریمانی ]
بذار که مرگو بغل بگیرم
از لب لعلت عسل بگیرم

غم منو کشته
ببین که بابام براتون نامه نوشته

بعد علی زنده باشم خدایی زشته
بذار برم که دیگه آب از سر گذشته

به روی نیزه سرتو دیدن سخته
غارت انگشترتو دیدن سخته

اسیری خواهرتو دیدن سخته
کنیزیِ دخترتو دیدن سخته

***
زره نداری، داری میری جنگ

نشونه رفتن تنت رو با سنگ
کشیده موتو

این همه سنگ و نیزه رو کی ریخته رو تو
گرفته لخته‌های خون راه گلوتو

این‌جوری دست و پا نزن کُشتی عموتو
با هرچی شد میزننت، وای وای وای وای

روی زمین میکِشنت، وای وای وای وای
چیزی نموند از بدنت، وای وای وای وای

چی‌کار کنم با دهنت، وای وای وای وای
***

وقتی به پهلو نیزه میشینه
این دل زارم میره مدینه

ای یاس پرپر
شکسته سینه‌ت شبیه سینه‌ی مادر

سینه‌ی تو با سم اسب، اون با میخ در
منم مثِ بابام شدم حیرون و مضطر

منو صدا میزنی و من شرمنده‌م
قلب منو میکَنی و من شرمنده‌م

***

پربازدید‌ترین‌های زمزمه سیدرضا نریمانی قاسم بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های زمزمه قاسم بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های قاسم بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

نظرات