نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بالاتر از اندیشه دنیاست، زهرا بالاتر از بالاتر از بالاست، زهرا نور خداوند است هر سو بنگری هست سرّ خداوند است نا پیداست، زهرا اهل قیاس او را نمیفهمند هرگز آن سو تر از مقیاس انسان هاست، زهرا درس شهادت را حسین آموخت از او مرد آفرین روز عاشوراست، زهرا در زندگی چیزی برای خود نمیخواست هر چه علی میخواست را میخواست، زهرا روزی که مردم وقت یاری خواب بودن پای غریبی علی برخواست، زهرا دل را به آتش زد علی تنها نماند افسوس خود در شعلهها تنهاست، زهرا پروانهها از شعلهها پروا ندارند در سیل آتش کوه پابرجاست، زهرا در انتهای این مصاف نابرابر پیروز میدان بیگمان زهراست زهرا فاطمه دلواپسم، خیز و پریشانم مکن دست و پا گم کردهام، بازی تو با جانم مکن بین مسجد گریهام را دیدهای پس صبر کن پیش این نامرد مردم باز گریانم مکن یک طرف تابوت خالی، یک طرف تصویر تو بین این دو قاتل جان زارو حیرانم مکن هر نفس که میکشی زخم تو سر وا میکند بیش ازاین شرمندهی دارو درمانم مکن تو رشیده بودی و شعله تنت را جمع کرد با به هم پیچیدنت سر در گریبانم مکن خب نخند اصلا اگر پهلو اذیت میکند استراحت کن از این خواهش پشیمانم مکن بر حصیر خانه چندین قطرهی خون دیدهام بین خانه زائر آیات قرآنم مکن فکر این که میروی خانه خرابم میکند یاد ایام وصالم غرق هجرانم مکن از چه تو اینقدر حساسی به گیسوی حسین وقت بوسه بر گلویش دیده گریانم مکن معجر تو سوخت حرف از معجر زینب مزن صحبتی از دختره پاره گریبانی مکن
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد