اگر چشم فتنه درآوردنیست (روز چهارم)
حاج منصور ارضیپسندیدن38
بازدید3.6K
اگر چشم فتنه در آوردنیست چرا نزد برخی رها کردنیست در آنجا که فتنه شرر میزد سکوت زبان ها ضرر میزد چگونه است در اوج گرد و غبار نمودند خوبان سکوت اختیار کجا رفت فریاد عمار ها زبان چو شمشیر تمار ها چه شد عهد و میثاق رزمنده ها مبادا بمانند شرمندگان خواص از چه شد دور از بندگی پی چرب و شیرین این زندگی عوام از خواص اند فهمیدهتر قدم میگذارند سنجیدهتر الا ای خواص زمانه به گوش بزرگان ، جوانان ، دلیران به هوش ندیدید آتش به قرآن زدند لگد بر زنان مسلمانن زدند ندیدید کشتند بس بیگناه جوانانمان را به هر قتلگاه ندیدید با چند قبضه سلاح نمودندهتک حرم را مباح ندیدید بیغیرتی سر گرفت به یک نقشه بیعفتی سرگرفت ندیدید با لطف پروردگار که شد چهرههای نفاق آشکار چه تکرار تاریخ دیدیم باز که سَبّ علی را، شنیدیم باز به جای علی، با معاویهها نشستند و گفتند از او چهها دروغِ معاویه، تکرار شد اَراجیفِ شان ، پُر خریدار شد ز تهدید و تطمیع و تحریمها به کفار، کردند تکریمها در آنجا که غم، تا نهایت رسید اِهانت، جسارت، به غایت رسید در آن روزها، خانه آتش زدند در این روزها، خصمِ مسجد شدند پس از ناسزاها و اقدامها چه شد رفت شیطان، سرِ بامها علی باز اگر دست بسته شود خواص از چه در کار، خسته شود؟ در آنجا که زهرا، چهل نیمه شب به یاریِ مولا، شود در تَعَب چگونه به تنهاییاَش، تن دهیم به رسوائیِ خویشتن، سر نَهیم علی دوستان، حامیِ حیدرند همه جان به کف، رَهروِ کوثرند اگرچه عدوی علی، یاغی است دفاع از علی، تا ابد باقی است وفاداریِ خود، نشان میدهیم به فرمانِ زهراست، جان میدهیم هنوز از جفا، فاطمه شاکی است هنوز اشک، بر چادرِ خاکی است هنوز آهِ زهرا، به مسمار هست هنوز اشکِ مولا، به دیوار هست هنوز اَبروی مرتضا اَخمی است چرا گونه فاطمه زخمی است؟ چه شد، ضربهای بر گُلِ یاس خورد؟ چه شد، بر رُخَش دستِ خناس خورد؟