تصویر حاج محمدرضا بذری - بابایی ببین که دست و پامو بسته زجر

بابایی ببین که دست و پامو بسته زجر

[ حاج محمدرضا بذری ]
  • 7K
  • 8
  • 0
بابایی ببین که دست و پامو بسته زجر
بابایی ببین خسته شدم از دست زجر

بابایی سنان معجرمو دزدید و رفت
بابایی الان موی منو کشید و رفت

از گوش، گوشواره‌م افتاده
بالا سرم انگار مغیره ایستاده

کبود شده یاس پرپر تو
روی دختر تو، مثل مادر تو

وای بابا
کبود شده زیر چشم ترم

خیلی کرده ورم، درد میگیره سرم
وای بابا

"بابا بگو سر به سرم نذارن
اشکِ من یتیمو در نیارن"

***
تا حالا غمی تو قلب من نمونده بود

تا حالا کسی حُرمتم‌و نشکونده بود
تا حالا چشام تازیونه ندیده بود

توی ازدحام دخترکت ترسیده بود
خولی، برده النگومو

یه روسری میخوام، بپوشونم مومو
از موی من دیگه چیزی نموند

زجر منو می‌کشوند، بیشترش رو سوزوند
وای بابا

گلوی من زخم سلسله‌هاست
کار حرمله‌هاست، تو دلم گله‌هاست

وای بابا
"بابا بگو سر به سرم نذارن

اشکِ من یتیمو در نیارن"
***

به اینا بگو آه یتیم میگیره زود
به اینا بگو مهمونیشون نامردی بود

به اینا بگو به اینا که بد دهنن
به اینا بگو عمه رو اینقدر نزنن

وای از دست یهودی ها 
به مادرت رفتم با این کبودی ها

امون ز شام، شام و کو چه ی تنگ
فحش و نخن و چنگ 

زیر بارون سنگ بابا
امون زشام شام و بند طناب و 

سام و اشک رباب 
شام و بزم شراب

ای بابا
"بابا بگو سر به سرم نذارن

اشکِ من یتیمو در نیارن"
***

پربازدید‌ترین‌های واحد حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج محمدرضا بذری

نواها‌یی با همین ‌شعر

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد