نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای غریب وطن ای خانه نشین شوهر من شده هنگامه جدایی بنشین بر من بنشین تا که بگرید به تو چشم تر من بنشین گریه کن ای رهبر بی یاور من گریه کن عقده ی تو باز دگر باره شود ترسم از شدت اندوه دلت پاره شود فاطمه یا فاطمه یا فاطمه یا فاطمه2 ای دل فاطمه خون بهر گرفتاری تو ای که در سینه گلو گیر شده زاری تو شده زار تو یک نفر نیست که خیزد که به هواداری تو چه کنم دست ندارم که کنم یاری تو تا کنم یاری تو فاطمه یا فاطمه یا فاطمه یا فاطمه2 یاد آن روز که صد بار ز پا افتادم باز دیدم تو غریبی سر پا استادم ای که با یاد غمت صبر و گریبان زده چاک پیشتر آکه کنم اشک ز چشمان تو پاک فاطمه یا فاطمه یا فاطمه یا فاطمه2 بیشتر غصه ی تو غصه ی فاطمه را کرده هلاک شب تاریک بده غسلم و بگذار به خاک رنجه گردد ز تو ای جان گرامی دل من گر به تشییع من آید قدمی قاتل من فاطمه یا فاطمه یا فاطمه یا فاطمه2
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد