نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای زهرة الزهرای عالم كلمينی بنت رسول الله خاتم كَلِّمِينِي یک بار دیگر باز کن چشمان خود را من حیدرم، مظلوم عالم، كَلِّمِينِي "هذا فِراقٌ بِينیُ و بِینکْ " نخوانی دق میکنم ازفرط ماتم، كَلِّمِينِي چشمان پر اشک تو اشکم را در اورد همراه این باران نم نم كَلِّمِينِي خانه خرابم میکنی با رفتن خود من هستم و دنیایی از غم كَلِّمِينِي غیر شفایت حاجتی دیگر ندارم ای مظهر فیض دمادم كَلِّمِينِي غیر از توزهرا جان کسی فکرعلی نیست درد مرا همواره مرهمكَلِّمِينِي ای چاره سازمخواهشت بیچاره ام کرد تابوت هم که شد فراهم، كَلِّمِينِي من چه دهم آخر جواب دخترت را محض رضای زینبت هم كَلِّمِينِي خورشید رویت خانوم من در کسوف است از این کبودی مجسّم كَلِّمِينِي ای سرو من دارد غم قد کمانت قد مرا هم میکند خم، كَلِّمِينِي امروز در مسجد جوابم را ندادند جز تو کسی را که ندارم كَلِّمِينِي حرفی بزن شاید دلم آرام گیرد ای زُهْرَةُ الزَّهرای عالمكَلِّمِينِي ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد