
قدم مثه هِلاله، شِفا دیگه محاله)۲ (دلم تنگه، دلم تنگه، یه اَذونه بِلاله)۲ اذان بگو یاد پِیَمبَر بلند بگو الله اکبر بلند بگو اشهد أَنَّ عَلیّا حُجَتُالله خیلی غریبه حیدر وای بِلال حرمتم و شکستند (وای بِلال دست علی رو بستند)۲ اشک علی رو بعد بابام نبودی ببینی بارونِ غم و توی چشام نبودی ببینی قدم مثه هلاله، شِفا دیگه محاله (دلم تنگه، دلم تنگه یه اذونه بِلاله)۲ اذان بگو یادِ پِیَمبر بلند بگو الله اکبر بلند بگو اشهد أَنَّ عَلیّا حُجَتُالله خیلی غریبه حیدر وای بِلال حرمتم و شکستند (وای بِلال دست علی رو بستند)۲ [ اشک علی رو بعد بابام نبودی ببینی (بارونِ غمو توی چشام نبودی ببینی)۲ ]۲ پیچید تو کوچه فریاد آتیش به جونم افتاد یه کاری کردن این دستام دیگه بالا نمیاد یه جوری زد رفته توونم بعیده که زنده بمونم با هر نفس لکهی خون میشه پیدا رو لباسم وقتی نماز میخونم دردمو من به علی نگفتم (هر قدم راه که میرم میفتم)۲