
تو فاطمیهها دلا از غصهها پره اونی که مارو میکشه، خاک یه چادره هیچ جای دنیا مادری، سیلی نمیخوره یه مادر جوون، کی دیده تو دعاش مرگش رو از خدا بخواد، جلوی بچههاش یه مادر جوون، کی دیده این طوری از شوهرش مخفی کنه، روشو با چادری اون که برای زهرا، فدا شده محسن بود اگه نبود میخ الان، تولد محسن بود مادر مادر... رفته هجوم شعلهها، به سوی فاطمه وا شده روی اجنبی، به روی فاطمه شکسته با فشار در، پهلوی فاطمه