
یه سال و نیمه که داداش من شب و روز روضه خوندم به یاد اون روز ازل همش زیر آفتاب موندم هر موقع که آب میدیدم از غصّه انگار میمردم دارم میمیرم دارم میمیرم ببین قدم خمیده، داداش دیگه بریدم بعد تو من دیگه خوشی ندیدم من کو به کو دویدم، چه حرفایی شنیدم آخرشم به آرزوم رسیدم ای بیوفا زمونه، ای بیوفا زمونه... لحظهی آخرت داداش، همش جلوی چشمامه حق بده که دق بکنم، که قاتل تو همرامه جای طناب و سلسله، رو پاهام و رو دستامه دارم میمیرم، دارم میمیرم صحرا به صحرا کوه به کوه هِی تازیانه میخوردم اگه نبود امانتیت زودتر از اینا میمردم کاشکی میشد رقیه رم با خودم از شام میبردم دارم میمیرم، دارم میمیرم ای بیوفا زمونه، بهار من خزونه به یاد کربلا قدم کمونه کی دردمو میدونه، کی از چشام میخونه یکی نگفت اکبر تو جوونه ببین قدم خمیده، داداش دیگه بریدم بعد تو من دیگه خوشی ندیدم من کو به کو دویدم، چه حرفایی شنیدم آخرشم به آرزوم رسیدم ای بیوفا زمونه، ای بیوفا زمونه... من این پایین تو روی نِی رفتی و قرآن میخونی خودم اینو خوب میدونم که غصّههامو میدونی تا به ابد با غصّههات تو عالمو میسوزونی برات بمیرم، برات بمیرم مادرمو اگر کسی، نمیزدش تو کوچهها دیگه کسی جرئت نداشت، تو کوفه و شام بلا رقیه سیلی بخوره، اصغر بره رو نیزهها برات بمیرم، برات بمیرم حال و روزم خرابه، دنیا همش عذابه عشق بدون تو برام سرابه رباب دلش کبابه، تو دست دشمن آبه عباس همش شرمندهی ربابه ای بیوفا زمونه، ای بیوفا زمونه...