
یه آه سرد و، زدن دعا میکرد و، زدن ما گریه میکنیم آخه یه پیرمرد و زدن غریب آلِ، زهرایی مُروّجنا عاشورایی روضه میخونی، تنهایی واویلا، واویلا (جدّمو میزدن، گوشهی قتلگاه فِرقهٌ بِالسیوف، فِرقهٌ بِالرماح 2) 2 ****** خسته و تاب وتبی پشت سر مرکبی تو کوچه خُردی زمین تازه مثه زینبی نفس بریده، بیحالی تو هم رو خاکا، پامالی ولی به یادِ، گودالی واویلا، واویلا (جدّمو میزدن، کوفیا بی هوا فرقهٌ بالسهام فرقهٌ بالعصا 2) 2 (جدّمو میزدن، گوشهی قتلگاه فِرقهٌ بِالسیوف، فِرقهٌ بِالرماح 2) 2 ****** بین یه مشت نانجیب اگرچه بودی غریب نشد تنت غارت و نبودی شیب الخضیب غریب و بییاور موندی دلای مارو، سوزوندی با گریه روضه، میخوندی واویلا، واویلا (جدّمو میزدن، بیکس و بیسپر فرقهٌ بالسّنان، فرقهٌ بالحجر 2) 2 (جدّمو میزدن، گوشهی قتلگاه فِرقهٌ بِالسیوف، فِرقهٌ بِالرماح 2) 2 ******