در که شعله میکشه از آتیش بدم میاد
حسین سیب سرخیپسندیدن31
بازدید11.2K
در که شعله میکشه، از آتیش بدم میاد روضههای مادرم، پشت در یادم میاد... روی در، که جای پای لشکر افتاد انقده زدن با لگد، که در روی مادر افتاد... منو بزنید ولی، به مادرم حرف بد نزنید منو ببرید ولی، به درِ خونم لگد نزنید... خاطرات تلخیه، خاطرات کوچهها باز حکایت غم و، غصههای مرتضی یک نفر نگفت که، بسه مردم آزار حرمت موهای سفیدشو لااقل نگه داره کار روزگارو، ای خدا ببین که دوره کردن این پیرمردو، بازم دوباره اشرار