یا رب برسان بر سر ما شاه نجف را

یا رب برسان بر سر ما شاه نجف را

[ محمدحسین پویانفر ]
یا رب برسان بر سر ما شاه نجف را 
آن کس که نشان داد به ما راه نجف را 
ای عشق بِده نفحه‌ی درگاه نجف را 
ای شوق ببین شعله‌ی جانکاه نجف را 

باید دَم ایوان نجف گفت که زینب 
تبریک به سلطان نجف گفت که زینب

زینب بنویسید و بخوانید حسین است 
زینب همه‌ی عمر بدانید حسین است 
این محمل عشق است، بمانید حسین است
این نقشِ مبارک بنشانید حسین است

تکرارِ حسن یا که به تکرار، حسین است
می‌گفت علی: فاطمه، انگار حسین است

آنقدر در اوج است به کس کار ندارد 
همسایه‌ی دیوار به دیوار ندارد
جز لطف و عنایاتِ حسن‌وار ندارد 
پیغمبرِ عشق است که انکار ندارد 

یک شیرزن از بیشه‌ی احرار رسیده 
آی کرب‌وبلا حیدر کرّار رسیده

وقتی که قرار است تو باشی همه هستند 
با تو همه سوگند که با فاطمه هستند 
آری همه حیرانِ چنین عالمه هستند
عشّاق به دنبال تو در زمزمه هستند 

ای حضرت زهرای علی، جان سَنَه قوربان
ای اُمِّ اَبیهای علی، جان سنَه قوربان

ای خطبه‌ی تو کوه‌شکن، سیلِ دمادم 
این نعره‌ی تو بر سرشان مرگِ مجسّم 
عظمایی و اعلایی و علّامه و اعلم 
ای کعبه و ای قبله و ای قلب معظّم

قلب تو تپش‌های قبیله است مگر نه 
عالم همه در دست عقیله است مگر نه

گیرم که یزید است کنار تو قلیل است 
یا ابن زیاد است! فقط ابن علیل است 
گیرم که بُوَد شام به پای تو ذلیل است 
هرچند که در چشم تو هر زخم جمیل است

باید که تو تکمیل کنی کرب‌وبلا را 
رفتی که تو تعطیل کنی شام بلا را

باید که ببینیم علی‌وار رسیدن
از کاخ ستم ریشه‌ی صد ظلم کشیدن 
تا یاد بگیریم مبارز طلبیدن 
آن حجم بلا دیدن و انگار ندیدن

باید که فقط از دَم تو یاد بگیریم 
حقِ علی از این همه بیداد بگیریم

نه وقت تعلّل، و نه هنگامِ شتاب است 
این صبرِ علی صبر نه، آیات عذاب است 
بازیچه‌ی ما فاتح و سجّیل و شهاب است 
تا چشم گشایند تل‌آویو خراب است

امضاء زده آرامشِ ما مرگ شما را
ای ظلم بِچش وعده‌ی شمشیر خدا را

میراث حرم چادری از جنس بهشت است 
هر رشته‌ی این روسری از نور سرشته است 
آری حَرمت از دل ما خشت به خشت است 
در کرب‌وبلا نامِ تو را عشق نوشته است

تلفیق حسین و علی و فاطمه از توست
بین‌الحرمین آن‌چه که دارد همه از توست 

ما خیس‌ترین زائر بارانِ شماییم
مدیون نفس‌های شهیدانِ شماییم 
در زینبیه بر درِ ایوان شماییم 
بیهوده نبوده است پریشانِ شماییم

وقتی که پریشانِ تو شد خونِ خدا هم
شرمنده‌ی تنهایی تو کرب‌وبلا هم

ای ابر بباران به پریشانیِ زینب
ای باد بسوز از دل طوفانی زینب
خونآبه شو ای اشک زِ حیرانی زینب 
از بی‌کسی و بی‌سر و سامانیِ زینب

از تیغ نه از داغ جوان بود که افتاد
ای وای عزیزت نگران بود که افتاد
****
با نگاهش حرف‌ها می‌زد حسین
پیش زینب دست و پا می‌زد حسین

آتش است این‌جا مسوزی چون سپند
یا برو یا چشم‌هایت را ببند 

جای هر تیری که می‌آمد فرود
قبل از آن شمشیر جا وا کرده بود
****
چنان که نام خالق و رب یکیست
نام حسین و نام زینب یکیست

پربازدید ترین شعر مدح محمدحسین پویانفر محرم و صفر امیرالمؤمنین (ع)

پربازدید ترین شعر مدح محرم و صفر امیرالمؤمنین (ع)

محبوب ترین محرم و صفر امیرالمؤمنین (ع)

محبوب ترین محمدحسین پویانفر

نظرات