نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ما بر این در نه پیِ حشمت و جاه آمدهایم از بدِ حادثه اینجا به پناه آمدهایم با چنین گنج که شد خازنِ او روحالامین به گدایی به درِ خانهی شاه آمدهایم لنگرِ حلمِ تو، ای کشتیِ توفیق کجاست که در این بحرِ عمل، غرقِ گناه آمدهایم (به گدایی به در خانهی شاه آمدهایم)۳ آبرو میرود ای ابرِ خطاپوش، ببار که به دیوانِ عمل، نامه سیاه آمدهایم (به گدایی به درِ خانهی شاه آمدهایم)۳ دامنِ آلوده و روی سیاه آوردهام گر چه آهی در بساطم نیست، آه آوردهام هر چه هستم، هر چه بودم، بر کسی مربوط نیست بر امام مهربانِ خود پناه آوردهام گر چه آهی در بساطم نیست، آه آوردهام یابنالشبیب، گریه فقط بهرِ کربلا یابنالشبیب، گریه فقط در غمِ حسین حسین بلند مرتبه شاهی به زحمت افتاده برای جرعهی آبی به منّت افتاده
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد