نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

گفتیم یا حسین و خدا هم خریدمان امسال هم نکرده خدا نا امیدمان با پای خویش مجلس روضه نیامدیم زهرا خودش به ماه محرم کشیدمان آرام تا نوای حسین جان بلند شد آمد صدای چند رفیق شهیدمان از داد ما برای حسین تکیه میزدند پرچم به دوش روضه خدا آفریدمان حسین... خاصیت حسین جدایی ز غیر اوست یک جلوه کرد و از همه عالم بریدمان با این همه گناه چه تحویلمان گرفت گویا به وقت معصیت اصلا ندیدمان آقا جاماندهایم از سفر کربلا چقدر آمد شمیم سیب و به اینجا کشاندمان هر کس که خوب گریه کند یار فاطمهاست زهرا برای یاری خود برگذیدمان مادر بُنَیَّ گفت محرم شروع شد آن آتش جگر چه به آتش کشیدمان حسین... ای آبرو دار آبرویم را که بردم آقا زبانم لال گفتم که بیا، نه برگرد شهر مادرت هر چیز اینجا میشود پیدا، وفا نه *حسین آرام جانم حسین روح و روانم* سیلی اول را به من زد زجر یعنی با هر که میآیی بیا با بچهها نه زد بر دهانم ریخت دندانم در این ظرف گفتم تحمل کردم، اما ناسزا نه آقا خنجر، تبر، سنگ، آتش و شمشیر و نیزه از هر چه گفتم خوردهام اما عصا نه دیشب دعا کردم برای شیرخواره هر جا که میآیی بیا کربلا نه هی رو زدم بر حرمله بیفایده بود گفتم بزن با تیر من را، بچه را نه لالا لالا رو لب لالا *حسین آرام جانم حسین روح و روانم*... باید دهاتیها برای تو ببافند چندین عبا، اما عزیزم بوریا نه این آخرین حرف است آقا پیش زینب تنها بزن ناله کنارش، دست و پا نه کوفیان در انتظار زینب اند سنگ ها در دست و در تاب و تبند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد