باور نمیکردم که پرچم را ببینم امسال هم ماه محرم را ببینم چه نوکرانی بیصدا رفتند امسال اما الان زیر خروارها خاک خوابیدند چه نوکرانی بیصدا رفتند امسال من ماندهام ایام ماتم را ببینم حسیییییین اهل القرا آقای ما را دفن کردند میخواستم با چشمم این غم را ببینم قربان یک شب روضهات دار و ندارم پرپر زدم جان تو این دم را ببینم خرج تمام روضهها با مادر توست زحمت کشیده فیض اعظم را ببینم باور نمیکردم که پرچم را ببینم امسال هم ماه محرم را ببینم ای کاش چشمم وا شود بالای مجلس یک مادری با قامت خم را ببینم حسیییییین همراه مادر آمده از عرش حیدر با او رسولالله خاتم را ببینم موسی عصا در دست دربان حریمت آن سوی در عیسی بن مریم را ببینم ذکری که عالم را تکان داده حسین است حسیییییین من ایستادم شور عالم را ببینم و الله چای روضه مرده زنده کرده بال ملائکه بُوَد فرش عزا حسین قدم روی بال ملائکه آسمانها گذاشتم کنار مادرش زهرا دم گرفتی حسیییییین اینجا فقط درمان دردم را ببینم سخت است زیرپای امامم را ببینم فریاد میزد مادر گمان میکردی یک روز جای حسین این جسم در هم را ببینم گفت حسین پشیمونم کوفه نیا چجور بگم حسین گنام دار تو رو میگیره ازم حسین داری نزدیک میشی نیزار قدم، قدم حسین برای تو از غم لبهای خون نگم کار من از شراب گذاشت، از خیزرون نگم حسین، رو زمین نشد اما تو آسمون رو نیزهها سایه میشه سرهای هر دومون خجالت رو نیزه، دیدن چشمای خونی سنگا نشونی میرَند تا بشکنِ پیشونی درختها سرها سرنیزه شدند، بلا بیاد سرت آهنگر نعل میسازن برای پیکرت خنجر خرج میشوند قاتل حنجرت میبینی بچههات نقش زمین شدند شیرخوارِ تو را چه به نیزهنشین شدند این وصیتت، مسلمتو، رو دار کوفه جای دخترا نیست، دختراتو نیار تو این سفر پیر میشه، هرکه اسارات میره میبینی روزی رو که معجرها غارت میره حسیییییین