نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بیا و حال مرا روبراه کن ارباب به دست خالی من هم نگاه کن ارباب شکسته بالتر از من در این حوالی نیست نگاهِ ویژه بر این روسیاه کن ارباب گناه دارم و آوارهام، بیا فکری به حالِ نوکرِ بیسرپناه کن ارباب بگیر دست مرا و همیشه هیئت را برای خستگیام تکیهگاه کن ارباب مرا به ماه محرم دوباره راه بده تمام ماه مرا غرق آه کن ارباب بیا و تا که پر از اشک روضهات بشوم دو چشمهای مرا بیگناه کن ارباب به جز برای تو مُردن برای من ننویس مرا شهید کن و دل بخواه کن ارباب قبول کن که بمیرم برای حنجر تو مرا فدای غم قتلگاه کن ارباب مرا قابل نمیدانی و یا اولاد خواهر را؟ قسم باید دهم یعنی تو را و جان مادر را؟ نگاهی کن تو قد و قامت این دو دلاور را به سر بستند یا زهرا به بازو نام حیدر را به رگهاشان فقط خون علی میجوشد از غیرت علی هیبت، علی شوکت، علی سیرت، علی صولت به زینب نه نگو، جانِ یل ام البنین، باشد؟ خدارا خوش نمیآید که زینب شرمگین باشد خجل از روی لیلا و رباب و آن و این باشد نبینم پیش خواهر چشمهایت بر زمین باشد چه فرقی میکند بی تو برایم زندگی اصلا؟ نباشی تو برادر جان چه کاری بهتر از مُردن؟ بالا بیار سرت رو زود غریبه مادرم دو تا شهید من فدا همیشه یاورم خجالت از کی میکشی عزیز برادرم نذر غمهات شدن اما فدا سرت شهید به این دو تا میگن یا علیاکبرت؟ تو بدن گلهام نیزهای گیر نکرد (داغی مثل داغ جوونت تو رو پیر نکرد) ۲ تو دست تو برگشتن، اینا غم ماست دیگه تشیعشون تا خیمه، عبا نمیخواست دیگه بمیره زینب برات غریبه صحرا شدی دلم میسوزه حسین که انقدر تنها شدی الهی که خواهرت بلاگردونت بشه فدای این غربت و چشم گریونت بشه کو علیاکبرت؟ کو عباس آبآورت؟ تو این دشت و صحرا خودم میشم یک تنه لشکرت مظلوم، مظلوم، مظلوم ای حسین جان ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد