نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

کور و کران روز غدیرند، با داد و با هوار رسیدند لبتشنه بود زادهی حیدر، با تیغ آبدار رسیدند حرف جهاد شد، چه یلانی ترسان به کنج خانه خزیدند تا شد حدیث درهم و دینار، مردان پابهکار رسیدند قومی که در تخیل حورند، دلدادهی بیوت و قصورند تا سر بُرند امام زمان را، با کام روزهدار رسیدند آنانکه از حوالی تیغش، فرسنگها کناره گرفتند تنها همین که نقش زمین شد، از گوشه و کنار رسیدند دیدند یادگار حسن را، از خیمه با شتاب میآمد آری همین که گفت عموجان، با تیغ مرگبار رسیدند جمعی حرامخوار و حرامی، همراه شمر هلهله کردند همچون وحوش نعره کشیدند، آری سگان هار رسیدند وقتی سر مبارکش از تن، میشد جدا چو عطر که از گل با نعلهای تازه خدایا از راه ده سوار رسیدند انگار نانجیبی از آن سو، با سر اشاره کرد به خیمه غارتگران بی شرف ای وای، در شعله و غبار رسیدند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد