نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

اخر عشق تو مرا اهل سحر خواهد کرد چشم خشکیدهام از مهر تو تر خواهد کرد بندهی خوب شدن بسته به یک غمزهی توست گوشه چشمت دل ما زیر و زبر خواهد کرد حب تو گر بنشیند به نهان خانهی دل حب دنیا دگر از سینه به در خواهد کرد دلم از فرط گنه سنگ شده کاری کن که نفسهای تو در سنگ اثر خواهد کرد دست بالا ببر و جان از آتش برهان که خدا محض تو از بنده گذر خواهد کرد کیمیاییست عجب تعزیه داری شما که نصیب دل عشاق گوهر خواهد کرد عاقبت نوکرتان با نظر مادرتان به سوی کرب و بلای تو سفر خواهد کرد کنار قدمهای جابر سوی نینوا رهسپاریم ستونهای این جاده را ما به شوق حرم میشماریم شبیه رباب و سکینه برای شما بیقراریم از این سختی و دوری راه ز شوق تو باکی نداریم فدایی زینب پر از شور و عشقیم اگر که خدا خواست به زودی دمشقیم لبیک یابن حیدر
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد