نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خورشید و ماه و جن و ملک خون گریستند وقتی میان لجّهی خون بود جای تو حسین... رفتی به پاس حرمت کعبه به کربلا شد کعبه حقیقی دل کربلای تو اجر هزار عمره و حج در طواف توست ای مروه و صفا به فدای صفای تو با گفتن رضاً بقضائک به قتلگاه شد متعهد رضای خدا با رضای تو تا با نماز خوف تو گردد قبول حق شد سجدگاه اهل یقین خاک پای تو تو هر چه داشتی به خدا دادی ای حسین فردا خداست جل جلاله، جزای تو اندر منا ضبیح یکی بود و زنده رفت ای صد ضبیح کشته شده در منای تو برخیز و باز بر سر نی آیهای بخوان ای من به فدای آن سر از تن جدای تو خون خداست خون تو و جز خدای نیست ای کشتهی خدا به خدا خون بهای تو ما را خشوع بندگی آموز چون خداست در مجلس عزای تو آنجا که حد ممکن و واجب بود تویی ای منتهای اوج بشر ابتدای تو
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد