نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای دلت درد امیرالمؤمنین رشتههای چادرت حبل المتین مادر ماهی و خورشید زمین ای کنیز فاطمه ام البنین یک رباعی داشته دیوان تو چهار گل روییده بر دامان تو چهار گل خواندیم در قرآن تو همسر شیری و خود شیر آفرین ای کنیز فاطمه ام البنین مثل قطره آمدی دریا شدی خاک بودی تربت اعلا شدی تا کنیز خانهی زهرا شدی خانهات شد قبلهی عرش برین ای به روح تو سلام اهل بیت عارفی تو بر مقام اهل بیت بچههای تو غلام اهل بیت ای غلام خانهات روح الامین ای کنیز فاطمه ام البنین تو همه تن بودی و جان شد علی در کویر تشنه باران شد علی تو شدی غاری و قرآن شد علی ای مفاتیح الجنان بی قلیل ای کنیز فاطمه ام البنین آنکه حکم صبر از الله داشت پیش چشمت سر درون چاه داشت نیمه شبها روضهای کوتاه داشت پیش چشمم خورد زهرا بر زمین ای کنیز فاطمه ام البنین --- وقت رفتن پیش چشم زینبه گفتهای عباس را ای نور عین بر نمیگردی مدینه بی حسین جان تو جان امام من حال آورده بشیر از ره خبر کاروان عشق آمد از سفر نه ستاره مانده دیگر نه قمر آه ای ام البنین بی بنین بندِ قلب دخترِ زهرا گسست تا کنار علقمه افتاد دست با عمودی فرق عباست شکست خورد با صورت زمین آن مه جبین تا علمدارِ حرم از حال رفت یوسف زهرا سوی گودال رفت تا یوسف زهرا سوی گودال رفت دست دشمن جانب خلخال رفت حمله کردند از یسار و از یمین ... روز سینه زن شد و شب گریه کرد شمر تا خندید زینب گریه کرد نعل میرقصید و مرکب گریه کرد ذوالجناح آمد به خیمه شرمگین تو نبودی خیمه را آتش زدند عشق را در کربلا آتش زدند بچهها را بی صدا... سوخت آن شب قلب ختم المرسلین خوب شد مادر نبودی ناگهان سرخ شد از خشم چشم آسمان تا که در گودال آمد ساربان خاتمِ آل عبا شد بی نگین خوب شد مادر نبودی سر شکت در حرم گهوارهی اصغر شکست بعد سقا حرمت معجر شکست راهیِ بازار شد پرده نشین من کجا کوچه و بازار کجا من کجا مجلس اغیار کجا --- الا ای چاه یارم را گرفتند گلم باغم بهارم را گرفتند میان کوچه با یک ضربه سیلی همه دارو ندارم را گرفتند --- دعایی زیر لب دارم شبانه ای ماه یگانه الهی هیچ مظلومی نبیند عزیزش را به زیر تازیانه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد