نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

کجایی بارون، بباری حالا خونهی امیدِ علی میسوزه با این که زهرا، اومد پشت در هیزم کینهها ولی میسوزه رحم نکرد آتیش، شرم نکرد دیوار بیوفا مردم، بیحیا مسمار مصیبت دیروز نیست مصیبت هر روزه هزار و چندین ساله حرم داره میسوزه حرم داره میسوزه... **** میسوزم از این، غم تنهایی برای علی دیگه کسی نمونده غمِ زهرا و، غمِ این خونه جون علی رو به لبش رسونده سرد نشد آتیش، صبر نکرد هیزم بیحیا دشمن، بیوفا مردم شلوغیهای کوچه غم رو دلش میذاره هزار و چندین ساله حرم داره میسوزه حرم داره میسوزه...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد