نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

پرستوی منی، از این قفس نرو بدون تو علی، میمره پس نرو دوباره این دلم، بهونهگیر شده گل جوون من، دوماهه پیر شده منو میکُشه یادگاریات منو میکُشه بیقراریات منو میکُشه این روزای سخت منو میکُشه گریهزاریات بمونی زندگیه من ادامه داره نباشی بیتو خونهمون صفا نداره بلایی که سرم آوردن این نامردا خدا برای هیچکسی دیگه نیاره منو میکُشه یادگاریات منو میکُشه بیقراریات منو میکُشه این روزای سخت منو میکُشه گریهزاریات 2 ********* مگه قرار نبود، قراره هم باشیم تا آخرین نفس، کنار هم باشیم دیگه قرار نبود، که روزا تیرهشه نماز نشسته و وضو جبیرهشه تو رو میکُشه زخمای پرت تو رو میکُشه حال مضطرت منو میکُشه هقهق حسن تو رو میکُشه اشک دخترت بازم نمیگی که چی شد تو کوچه اون روز بازم نمیگی آخه رو چرا میگیری بازم نمیگی چی اومد به روزِ چشمات که بچههاتو باهم اشتباه میگیری منو میکُشه یادگاریات منو میکُشه بیقراریات منو میکُشه این روزای سخت منو میکُشه گریهزاریات 2 ******* قراره تو دلم، بمونه داغه تو میگیره جونمو، غم فراقه تو حالا که رفتنی، شدی تو باوفا قرار بعدیمون کنارِ قتلگاه منو میکُشه جسم بیکفن تو رو میکُشه داغ پیرهن منو میکُشه ذبح از قفا تو رو میکُشه دست و پا زدن میپرسم حالتو ز فضّه میگه روزا میری و تا غروب و دم تنور میمونی شنیدم اشک زینبت رو درمیاری تا روضهی تنور خولی رو میخونی منو میکُشه یادگاریات منو میکُشه بیقراریات منو میکُشه این روزای سخت منو میکُشه گریهزاریات 2 ****** شاعر: محمد اسداللهی ******
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد