سالیانی‌ست نشستیم کنار گذرش

سالیانی‌ست نشستیم کنار گذرش

[ حسین سیب سرخی ]
سالیانی‌ست نشستیم کنار گذرش
تا بیفتد به سر ما کمی از خاک ترش

پدرم باد به قربان همان بانویی
که به او نائبة الفاطمه گفته پدرم

حسین آقاجان...

چه خدایی! که چنین زینب کبرایی ساخت
بگو احسنت، بر آن خالق بر این هنرش

برو موسی جلوی خیمه‌ی زینب بنشین
صد و دَه میوه‌ی توحید بگیر از شجرش

روح او روح حسین است دو تا نیست یکی است
گره خورده به حسین امر قضا و قَدَرش

حسین آقاجان...

شاه‌بانوی عرب رو به بیابان کرده
کربلا ریخت به‌هم، از جلوات خبرش

علی‌اکبر طرفی، ساقیِ لشکر طرفی
طیّب‌الله به شمس و قمر دور و ورش

باد از محمل او رد نشده بی‌إذنش
نور خورشید نیفتاده به این سو نظرش

شمر اصلاً عددی نیست حریفش باشد!
همه را خاک کند آتش خشم جگرش

دختر فاطمه انگار خودش فاطمه است
ذرّه‌ای ترس ندارد زِ بلا و خطرش

حسین آقاجان...

پوشیه بسته به صورت، چه حجابی دارد!
سایه‌ای نیست به جز سایه‌ی آقا به سرش

عاشقت هر چه به جز حضرت معشوق جداست 
او نگاهش به حسین است نه حتی پسرش

این سوی دشت زنی سیلی محکم بخورد
لشکر کوفه بخندد به سوی دگرش

زیورش را وسط شعله به غارت بردند
وسط غائله با روسری شعله‌ورش

حسین آقاجان...

پربازدید ترین زمینه محرم و صفر حضرت زینب (س)

محبوب ترین محرم و صفر حضرت زینب (س)

محبوب ترین حسین سیب سرخی

نظرات