پاهام می‌سوزه بابا

پاهام می‌سوزه بابا

[ امین قدیم ]
پاهام می‌سوزه بابا
نمی‌بینه چشام نمی‌دونم الان شبه یا روزه بابا
نگاهم تاره بابا
گوشامو غرق خون کردن فقط واسه‌‌ دوتا گوشواره بابا

سنان خنده‌‌‌ش گرفته
تا دخترت بلند می‌شه بازم یهو روی خاکا می‌افته

ببین دستامو بستن 
یه لبخندم نمی‌زنم آخه دندونِ شیریمو شکستن

دیدی طاقت آوردم
سرِ تو بوی نون می‌ده ولی من چند شبه غذا نخوردم
شاید این‌جا اضافه‌ام 

چرا پیشم نبودی؟
که گوشواره‌هامو برا نوه‌‌‌ش بُرده یه پیرمردِ یهودی
می‌گن رقیه افتاد 
ولی کسی نمی‌گه یکی از روی ناقه نیمه‌شب هلش داد

بریم از این خرابه، کبوده دور دستم 
این جای النگو نیست جای طنابه
 
یه عدّه مردم‌آزار به ما خندیدن 
اون لحظه که عمّه رو کشوندن توی بازار 

ببین رنگم پریده
اگه لکنت گرفتم یادگار مجلس نحس یزیده
چقدر ترسیده بودم 
منی که تا حالا رقّاصه و بزم شراب ندیده بودم

هر کی لجش بگیره 
منو می‌زنه، منو می‌زنه، منو می‌زنه 
هر کی منو ببینه
منو می‌زنه، منو می‌زنه، منو می‌زنه 
فکر می‌کنه دلیره، منو می‌زنه
****
گمون کنم مریض شدم بابا‌جون
آخه داره هِی ناخونام می‌افتن 

خوب شد رو نِی چشماتو تو بستی
از تو و از مادرت بد می‌گفتن 

هفت ساله‌ها دندونشون می‌افته
ولی فقط سه‌ سالَمه بابا‌جون 

هر دو قدم با سر زمین می‌افتم
از بس که سنگینه بابا دستاشون 

بابا موی سرم سوخت 
وقتی لگد زد، آخ کمرم سوخت
****
منو زدن، خبر داری یا نه؟
بهم می‌گن پدر داری یا نه؟
با دخترت تو نیّت سفر داری یا نه؟

اونقدر منو زدن کمرم درد می‌کنه
پای چشام کرده ورم درد می‌کنه
آثار سنگ روی سرم درد می‌کنه
حرفای بد، آخ جیگرم درد می‌کنه

چشام دیگه بسته نمی‌شه
از زدنم خسته نمی‌شه

پربازدید ترین زمینه محرم و صفر حضرت رقیه (س)

محبوب ترین محرم و صفر حضرت رقیه (س)

محبوب ترین امین قدیم

نظرات