
غصّههام یادم رفت دردِ پام یادم رفت تشنگیم یادم بود توی شام یادم رفت اونهمه عذاب یادم مونده مجلس شراب یادم مونده سرِ علی اصغر رو آوُرد روبهرو رُباب یادم مونده دورِ من تاب خورد و رفت روبهروم آب خورد و رفت پیشِ چشم عمّهها اومد شراب خورد و رفت وای... ***** از گِله یادم رفت آبله یادم رفت زجرو وقتی دیدم حرمَله یادم رفت دنبالم دوید، یادم مونده موهامو کِشید، یادم مونده من رو با کتک آوُردن تا مجلس یزید، یادم مونده من رو عذاب داد و رفت اومد شراب داد و رفت تشنه بودم، روبهروم اسبِشو آب داد و رفت دورِ من تاب خورد و رفت روبهروم آب خورد و رفت پیشِ چشم عمّهها اومد شراب خورد و رفت وای... ***** اگه دستامو گرفتم رُو لب آخه دندونی نَمونده واسهم ندیده حتّی عموعبّاسم بینِ ما دو تا بمونه لطفاً یهدفعه اومدی و از ذوقِت کاشکی گوشوارهای بود مینداختم راستِش اوّلِش تو رو نشناختم بینِ ما دو تا بمونه لطفاً لباسِت پاره، لباسَم پاره الآن گوشوارهم کدوم بازاره؟ لبات پُرخونه، لبام پُرخونه روی مُشت زجر جای دندونه ***** پیشِ من دخترشو میبوسه مَنو یادِ بوسههات میندازه آخه نامَردی داره اندازه نمیگه دل منَم میسوزه موهای دخترشو میبافه موی سوختهی مَنو میبینه از خجالت سرَم پایینه نمیگه دل منَم میسوزه یتیمی سخته، یتیمی درده همهش میگم کاش، بابام بَرگرده چقدر حرفای نگفته دارم نذاریم تنها، دیگه یک بارَم ***** حال و روزم دیگه تعریفی نیست کار من بهجز هِقهِق نیست دخترِت رقیّهی سابق نیست حق داری اگه مَنو نشناسی بگو دستات پس چرا همراهت نیست؟ بعدِ چند روزی مَنو ناز کنی موهای سوختهمو تو باز کنی حق داری اگه مَنو نشناسی تا که میگفتم بابامو میخوام با پشتِ دستِش میزد رُو لبهام مَنو از بس زد، خودِش شد خسته روی گونهم جایِ هزار تا دسته ***** (هر نیمهشب عجیب سرَم درد میکند از بس لگد زدند، کمرم درد میکند)