
همیشه دخترا بودن مَحرم مادر شریک شادی و شریک غم مادر بودن همیشه مونس و همدم مادر مادر، کی اومده تورو زده مادر، بگو به من چرا زده مادر، چرا جواب نمیدی مادر، چادر تو چه خاکیه مادر، اونکه تورو زده کیه مادر، بگو تو کوچهها چی دیدی چرا چشات کبوده این اثر چی بوده تو کوچه در کنارت مگه حسن نبوده آه مادر... **** از بعد کوچه بدجوری داری کسالت میریزه از رو گونههات درد جراحت بگو. جزا شبا نداری خواب راحت مادر، خونیه باز پیرهنت مادر، چیزی نمونده از تنت مادر، چقدر سه ماهه شدی لاغر مادر، کبوده رنگ معجرت مادر، آب شده کل پیکرت مادر، مثل شَبَح شدی تو بستر پاشو بشین کنارم نگو که نا ندارم خودم رو زخم چهرت یه مرهمی میذارم آه مادر... **** جوون نباید که بگیره دست به دیوار پهلوی تو بدجوری گیر کرده به مسمار پشتِ درِ سوخته نمیره زن باردار مادر، خودم دیدم با چشم تَر مادر، تو رو زدن چهل نفر مادر، تو دلاشون بغضه و کینهات مادر، گرفتی از فضه سراغ مادر، میون شعلههای داغ مادر، نشسته میخ در به سینهات کشیدی اونجا فریاد برس به دادم ای داد فضه بیا سریعتر که بار شیشه افتاد آه مادر...