نظرات
1 نظر ثبت شده

محمد مهدی همتی کاربر
وای خدا جیگرم سوخت😭😭💔🖤
۷ اردیبهشت ۱۴۰۴

همه منتظرن، خواهرش برسه کاش صدای برادر به خواهرش برسه دست قاتل اگه، به سرش برسه وای خدا به داد موی دخترش برسه شیب گوداله و شاه بی ردا وا محمدا، وا محمدا عمه جان رو به مدینه زد صدا وا محمدا، وا محمدا لااقل صیدتو روبه قبله کن اول بکش و بعد هلهله کن بازم یه پیرمرد با اشک و ناله و آه و درد باز هتک حرمت و کوچهها قلب مهدی رو پر غصه کرد شبونه اومدن باز یه خونه رو آتیش زدن باز تکرار کابوس و عزا اشک زهرا و داغ حسن میون شعلهها، تو غربت خزون شیخالائمه رو بردن کشون کشون کشون یه عده بی حیا، میون خاک و خون شیخالائمه رو بردن، کشون کشون کشون یا ابا عبدالله... **** بغض توی صداش میریزه اشکش رو گونههاش با یاد زهرا و کوچههاش روضه میخونه چه دلخراش یک چشمش اشکه و یه چشم دیگهش غرقه به خون با یاد عمه جان زینب و کربلا و داغ بیکرون یاد اسارت و عذاب ازدحام یاد رقیه و خرابههای شام میکِشی نازمو، درِ گوشی میگم رازمو اون روزی توی بازار شام، دیدم چادر نمازمو شبها بیدارمو درد دوری تو دارمو راستی باباجون میبینی این لخته خون جای گوشوارهمو کندن کندن، گوشوارههامو بردن بردن، النگوهامو
1 نظر ثبت شده

وای خدا جیگرم سوخت😭😭💔🖤