نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نرو عمه برگرد اگر میتوانی تو خیلی عزیزی تو هم نوجوانی ببین حمله نیزه و سنگها را مرا تا کجا با خودت میکشانی ببین عمه تنهاست محرم ندارد تو مردی و باید کنارم بمانی بمان تا که از مجتبایم بماند برای دلم یادگاری، نشانی خدایی نکرده اگر برنگردی اگر بشکند از تو ابرو کمانی نرو تا نبینی تو از روی نیزه که کارم شده با سنان همزبانی به قلبم تو خنجر مزن دست بردار نمانده دگر در گلو استخوانی منو بزم شامات و دروازه ساعات منو یک یهودی و تکهپرانی برو بیحیا و دست بردار از ما نگاه خودت را کجا میکشانی؟ پا برهنه شد و به میدان زد داد میزد عمو رسیدم من دست من هست پس نبُر دیگر تیغ زیر گلو رسیدم من تا بیایم غریب لب تشنه با خدا درد و دل مفصل کن گوشۀ گودال نیزهها را کمی معطل کن چقدر دیر آمدم تیغی بوسه بر دست مهربانت زد قاری خوش صدای آلالله چه کسی نیزه بر دهانت زد؟ چند خط شکستۀ ممتد شکل زخم عمیق پیشانی بیعلمدار بودن عمود خیمه علت اصلی پریشانی نیزههای شکسته میبینیم لب گودال و داخل گودال چادر زینب تو خاکی شد روی تل مقابل گودال برق یک شیء آهنین دیدم کاسۀ آب شاید آوردند نه عمو جان خیال خامی بود تازه یک خنجر بد آوردند دشنهای کند میرسد از راه نیت کشتن تو را دارد چقدر زخم خوردهای ای وای خواهرت خیمه بوریا دارد سایه چکمهای مرا ترساند حق بده خصلت یتیم این است صحنه غارت عبای شما دیدن و باورش چه سنگین است حول و حوش هزار و نهصد بود زخمهای تو را شمردم من احتیاجی به تیر حرمله نیست ای عموی غریب مُردم من عمو رسیدم و دیدم چقدر بَلوا بود سر تصاحب عمامۀ تو دعوا بود به سختی از وسط نیزهها گذر کردم هزار مرتبه شکر خدا کمی جا بود ثواب نحر گلویت تعارفی شده بود سر زبان همه جملۀ بفرما بود عمو چقدر لب خشک تو ترک دارد چقدر خوب میشد اگر مشک آب سقا بود زنی خمیده عمو رد شد از لب گودال نگاه کن نکند مادر تو زهرا (س) بود ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد