چاووش ماتمه، اومد وقت عزا
حسین سیب سرخیپسندیدن7
بازدید900+
چاووش ماتمه، اومد وقت عزا دور هم جمع شدن، بازم گریهکنا دستامونو گرفت، زهرای مرضیه از ما گریهکنا، یعنی که راضیه روضه ما رو، شفا میده گریه ما رو، جلا میده ماه محرم، همه جا بوی کرببلا میده آقام آقام حسین حسین ... نزدیکتری از رگ گردن به گدایت ماییم و طواف حرم کرب و بلایت هر جای جهان مینگرم، نام تو آنجاست از هر نظر انگار شبیهی به خدایت گشتیم تمامی جهان را و ندیدیم شیرینتر و دلچسبتر از، شور عزایت در روز قیامت که جهان دور تو جمع است بگذار که ما نیز بیفتیم به پایت ای آنکه جهان، تکیه به دستان تو دادهست حالا چه شده تکیه زدی، خود به عصایت؟ با خود و سپر رفت، به میدان علیاکبر از معرکه برگشت، ولی بین عبایت دیدند ملائک، همگی گوشهی گودال آغوش گشودهست خداوند برایت بر نیزه شدی قاری قرآن، چه شکوهی ای آنکه دل از فاطمه میبُرد صدایت هر بلایی سرم آمد، به فدای سر تو به فدای پر قنداق علیاصغر تو حاضرم بر سر بازار، به خیرات روَم ننشیند پر خاکی، به سر خواهر تو بر سر من، همه تفریحکنان سنگ زدند وای بر صورت چون برگ گل دختر تو از همینجا، همه تقسیم قنائم کردند در کمینند، به تاراج برند لشکر تو ترسم این است که گرفتار شوی در گودال میشود با نوک نیزه، زیر و رو پیکر تو هر تکانی که سرت بر سر نیزه بخورد بازتر میشود این پارهی معجر حسین...