نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

مُردم از دلواپسی بسکه پریشان خاطرم سایهات تا بر سرم باشد خدا را شاکرم دیگر از امروز یک لحظه مشو از من جدا تو شبیه کعبه باش و من شبیه زائرم در نماز شب دعا کردم نبینم داغ تو توسلامت باشی اما من بمیرم حاضرم تو به فکر حنجرت باش و غم من را مخور دختر زهرایم و در حفظ معجر ماهرم دست خود روی سرم بگذار و یا ستار گو بوی خاک چادر مادر گرفته چادرم ناز کم کن ای نگار نازنینم یاحسین ترس من این است داغت را ببینم یاحسین شاعر: قاسم نعمتی ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد