تصویر مجتبی رمضانی - نبودی و غروب، همون آدم بدا

نبودی و غروب، همون آدم بدا

[ مجتبی رمضانی ]
  • 3.3K
  • 24
  • 0
نبودی و غروب، همون آدم بدا
آوردن آتیش‌ و ریختن تو خیمه‌ها

خیلی صدات زدم با لحن بچگیم
بابایی زود بیا به من میگن یتیم 

دویدم رو خار بیابون
پریشون هراسون

من از ناقه خوردم زمین و 
چکید از لبم خون

می‌باره چشام مثل بارون
دعام کن بابا جون

عمه با دستای کبود و خسته 
زخمای پاهامو با گریه بسته

حرمله سیلی زد بهم بابایی
خبر داری که دندونم شکسته

من الذی ایتمنی بابایی

به کمی موهام، میخندیدن مدام
دخترای بد سر بازار شام

چرا نیومدی عمو چرا نبود
عمه گریَش گرفت، گریَم گرفته بود

اسیرم مریضم یتیمم
غم بی‌حسابم 

کجایی بابایی دوباره
دچار عذابم

که باید با حال خرابم
گرسنه بخوابم

خرابه با تو شده کربلایی
خوش اومدی سر اومده جدایی

بهم بگو کی رگاتو بریده
من الذی ایتمنی بابایی

پربازدید‌ترین‌های زمینه حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های مجتبی رمضانی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد