نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

استراحت کن عزیزم برو عمّه به سلامت استراحت کن عزیزم دیگه با خیال راحت مثل دخترِ نداشتهم واسه من بودی رقیه استراحت کن عزیزم بعد این همه جراحت بیخداحافظی گرسنه جون دادی با این همه کبودی حقّت این نبود خاکت کنن تو رو تو محلّهی یهودی بمیرم برات درست جلو چشات عروسکاتو بردن دخترای شام تو این یکی دو روز دل تو رو سوزوندن آه چه سوت و کور شده حرم آه رفت از دستم امانتِ برادرم (آه رفت از دستم امانتِ برادرم)... **** من که باورم نمیشه بری و تنهام بذاری شبی که گم شده بودی مُردم از گریه و زاری تو فقط سه ساله بودی، تو فقط جا مونده بودی زجرو دنبالت فرستاد اومدی دیدم کبودی زیر دست و پاش استخونات شکست پهلوهاتم همینطور موتو میکشید گوشوارههات شکست دندوناتم همینطور سیلی بیهوا بهت زدن همین مصیبتِ حرم شد بمیرم برات که صورتت چقدر شبیه مادرم شد آه شیرینزبونِ کاروان آه زجر و خولی زدن تو رو چه بیاَمان (آه رفت از دستم امانتِ برادرم)...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد