
موهام بلند نیست دیگه مثل قبل تا رو بازوهام دستام آره خالیه خیلی جای النگوهام چشمام دیگه باز نمیشن، ورم داره ابروهام پاهام پر از تاوله، راه نمیان دیگه باهام یکی دوتا که نیست دردام تو همرام نبودی، الآن سایهی زجره همراه من تو همرام نبودی، لای پنجهاشه موی کوتاه من تو همرام نبودی، دونهدونه گوشوارههامو گرفت تو همرام نبودی، گل لابهلای موهامو گرفت برات گفتم از زخم پهلوم، شنیدی هنوز مونده چرا زُل زدی باز به بازوم، شنیدی هنوز مونده اگه دندونامو ندیدی شکسته، هنوز مونده توی خندههام میشه معلوم، شنیدی هنوز مونده، هنوز مونده همین دیروز تو این کوچه هُلم داد توی این همه آدم همه دیدن زمین خوردم بهم خندیدن تا که افتادم همین دیروز توی بازی بهم دختری حرف بد میزد مثل باباش تا رد میشد به پهلوی زخمیم لگد میزد کجایی، کجایی، کجایی بغل میخوام بابایی ***** خستهام الآن چند شبه چشم به راه سرت هستم خستهام آخه من به آغوش تو خیلی وابستهام خستم دیگه دست و پا گیر شده دستای بستم خستهام دیدی دستای شمر بازم کار داده دستم بیا بابا، که من خستهام تو بازار نبودی، یه نامرد با یه چوب میزد تو سرم تو بازار نبودی، چقدر گریه کردیم منو خواهرم تو بازار نبودی، خرید چادرم را برا دخترش تو بازار نبودی، که سنجاق موهامو زد رو سرش سرم داد کشید و تو گوشم صداش هست هنوز مونده میبینی یه جوری منو زد بابا که جاش هم هنوز مونده مثل پیرزنها میرم راه، به دیوار میدم تکیه میافتم زمین وقتی میخوام که پاشم هنوز مونده همین دیشب دیدم از دور برام حرمله ظرف آب آورد چقدر بابا گرسنهام بود ولی پیش چشمام غذا میخورد همین دیشب که جا موندم چقدر با کمونش، با شمشیرش هُلم میداد منو با لگد زد، با مشت هم کجایی، کجایی، کجایی بغل میخوام بابایی