خوش امدی به خرابه

خوش امدی به خرابه

[ مجید رضانژاد ]
شکوهی در میان دختران داشت 
سری بالاتر از هفت آسمان داشت 
اگرچه سن و سالش غنچه می‌زد 
ولی گل بود و قلبی مهربان داشت 
میان هق هق و لالایی و اشک 
دوتا چشم سیاه روضه‌خوان داشت 
 نه یار و یاوری، نه هم زبانی 
نه همبازی میان کودکان داشت 
سر بازار شام و کوچه‌هایش 
نه از سیلی، نه از طعنه امان داشت 
دقیقا شکل زهرا راه می‌رفت 
سه سالش بود، درد استخوان داشت 
به جای زینت مو یا گل سر 
فقط خون لخته‌ای بر گیسوان داشت 
به لطف آن همه مهمان نوازی 
کبودی روی برگ زعفران داشت 
تنی تُرد و شکسته مثل شیشه 
که یک خط در میانش ارغوان داشت 
بنفش و زرد، نیلی، ارغوانی 
خرابه نیمه شب رنگین کمان داشت 
*****
خوش اومدی به خرابه، حال منم که خرابه 
از روزی که رفتی بابا، کل حواسم به ربابه
النگو نیست، این طنابه، دلم پر از اضطرابه
لکنت من کار زجره، نباشی که دنیا عذابه
بابا، زدن، بابا زدن، سوالمه چرا که از قفا زدن
به پیش چشم مادرت، چرا زدن
یه عده ریش سفیدا هم عصا زدن
پس کجاست پیروهنت، اربا اربا بدنت 
حرمله می‌گفت بابا خسته‌ام از زدنت
من الذی أیتمنی، من الذی أیتمنی
*****
حوصلمو سر آوردی، اشک یتیم درآوردی
زدی منو تازیونه، منو به حرمله سپردی
داد می‌زنی سر دختر، سر بریدی جلو خواهر 
لگد زدی پهلوهامو، من افتادم به یاد مادر
بابا، زدن، سوالمه چرا که از قفا زدن
به پیش چشم مادرت، چرا زدن
یه عده ریش سفیدا هم عصا زدن
صورتم شده سیاه، موهام شده سفید
بابا عمه روی تل جونش به لب رسید 
من الذی أیتمنی، من الذی أیتمنی

پربازدید‌ترین‌های زمینه حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های مجید رضانژاد

نظرات

💔🖤عالی بود

💔💔عالی بود