
مثل پرت خاکی شده بال و پر بابا جیگر بابا، دختر بابا این سر سوختهام سوغاتی سفر بابا جیگر بابا، دختر بابا ببخش اگه زخمیه و مختصره بابا جیگر بابا، دختر بابا سرتو بذار روی سرم، رو چشمای ترم عزیز بابا دقیقا عین مادرم کبودی دخترم گفتم از سفر میام، سحر میام، با سر میام بگذریم خودت خوبی، سرت خوبه، گلوت خوبه میزد با طعنه بهم میگفت عموت خوبه جلو چشمام ناز میداد دخترشو دلمو آب کرد هی نشونم میدادش گوشوارشو بابا جون چرا سرت بوی نون میده