نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

من کیَم حُرِّ گُنه کارِ اباعبدالله شدهام سخت گرفتار اباعبدالله رهبر و سیّد و مولای همه توّابین چهره بِنهاده به دیوارِ اباعبدالله جان به کف راهی بازار محبت شدهام گشتم امروز، خریدارِ اباعبدالله پیش از آنی که خدا خلق کند آدم را نامِ من بود به طومار اباعبدالله دست و دل از سر و سرداری لشگر شُستم تا شدم بندهی دربارِ اباعبدالله او مرا یار شد و رُخصت جانبازی داد من کیَم تا که شوم یارِ اباعبدالله میشوم آب زِ شرم دو لب عطشانش چشمم اُفتد چو به رُخسار اباعبدالله آمدم بوسه به پای علیاکبر بزنم شوم از زُمرهی اَنصار اباعبدالله یوسفِ فاطمه با یک نِگهش عَفوَم کرد که بُوَد لطف و کَرَم کار اباعبدالله میثما آرزوی هر دو جهان گر خواهی باش خاک رَهِ زُوّار اباعبدالله
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد