قبله عاشقان بود تربت باصفای تو
حاج محمود کریمیپسندیدن14
بازدید2.7K
قبلۀ عاشقان بود تربت با صفای تو کعبه ز دور میبرد سجده به کربلای تو پیش تر از ولادتم بوده به تو ارادتم خلق نگشته، گشتهام عاشق و مبتلای تو توئی امام عشقها، تو دادهای به خون بها که ذات لایزال حق، آمده خون بهای تو دست به دست میبرند اشک محبّت مرا عنایتی که روز و شب، گریه کنم برای تو فاطمه جامه میدَرَد بر سر نی چو بنگرد اشک دو دیدۀ تو و گریۀ بیصدای تو از چه نگشت چرخ دون بر سر خاک واژگون دید چو شسته شد به خون، رویِ خدا نمای تو کاش و غمت کُشَد مرا خورد به هم گره چرا پنجۀ ظلم قاتل و طّرۀ مشکسای تو کاش به دشت کربلا سوخته بود بر ملا بال همه فرشتگان زِ آتش خیمههای تو زهی محبّت و وفا که از فراز نیزهها سایه به خواهر افکند صورت دلربای تو معجزه میکند سرت از دم روح پرورت بخوان بخوان که خواهرت سر شکند به پای تو مگر حسین تشنه لب عزیز مصطفی نبود مگر به کربلا کفن به غیر بوریا نبود ***