نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

من دارم میمیرم امّا دوری مُردهی منم رها نمیکنه تو خودم میسوزم و میسازم کربلا منو صدا نمیکنه منو دور نندازی گرچه از تو دورم من خودم میدونم وصلهی ناجورم دنیا بیتو قبر، انگاری تو گورم بغلم کن آقا، بغلم کن دریا ... نفسهام تو کربلا جا مونده نفسی نیست که بخونم ارباب چه جوری جون نَکَنم دور از تو؟ چه جوری زنده بمونم ارباب؟ توی راهت هر دل یه شقایق میشه این دل نالایق با تو لایق میشه اگه سنگ هم باشه با تو عاشق میشه گرچه پست و خارم، آرزوتو دارم ... خیس اشک التماس چشمام بارون و تو گریههام جا دادم نکنه ازم بریدی آقا نکنه که از چشات افتادم چشم تو هر کی رو بگیره خوشبخته اسیر چشماتم آقا خیلی وقته بیتو بودن مرگه، بیتو بودن سخته تو خود خورشیدی، تو پُر از اُمّیدی ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد