
مرگِ این انتظار میآید عاقبت تکسوار میآید من دلم روشن است میدانم صاحب ذوالفقار میآید صبر تلخی که در مصائب ماست انتهایش ظهور صاحب ماست یا زینب... تا رفتی، دل خیمه زیر و رو شد تا رفتی، دیگه بحث آبرو شد سی لشکر با یه خیمه روبهرو شد من موندم با یه دختر سه ساله تو شهری که حیا ازش محاله ای داداش خواهرت شکسته باله یا زینب... عمّهجان زینب... سیّده زینب... حسین آقا جان...