نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

به کمک عمّه جونت بچهها رو خوابوندم تو سختترین شام غریبون عالم حالا تو این بیابون دنبال تو میگردم گل نازم خیلی پریشونه حالم لالایی گل نازم، صدا کن منو بازم بیا تا برات از دستام گهواره بسازم لالایی لالایی یعنی الان کجایی؟ لالایی لالایی، کجای کربلایی؟ عمّه حتما میدونه این رازو از چشمای سرخش معلومه هر کشتهای گریهکُن داره اما ای وای بچهم مظلومه لالایی گل نازم، صدا کن منو بازم بیا تا برات از دستام گهواره بسازم لالای لالای لالای... لالا لالا لالا لالا لالایی...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد