نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

جز خداوند به عمرم به کسی رو نزدم هر چه آمد به سرم دست به زانو نزدم رو زدم آب بگیرم پسرم را کشتند روی دستم پسر محتضرم را کشتند حرمله خیر نبینی گل من نورَس بود چیدنش تیر نمیخواست نسیمی بس بود سیدتی یا رباب .... روی این دستم تنش بر روی این دستم سرش آه بفرستم، کدامش را برای مادرش؟ دیدم با نیزه تنت رو از زمین بلند کرد جلو چشام بگو بخند کرد به حلقومت یه نیزه بند کرد رگهات رو دیدم یه عده نابلد بریدن چقدر سرت رو بد بریدن
هنوز نظری ثبت نشده