جز خداوند به عمرم به کسی رو نزدم

جز خداوند به عمرم به کسی رو نزدم

[ سیدمهدی حسینی ]
جز خداوند به عمرم به کسی رو نزدم
هر چه آمد به سرم دست به زانو نزدم

رو زدم آب بگیرم پسرم را کشتند
روی دستم پسر محتضرم را کشتند

حرمله خیر نبینی گل من نورَس بود
چیدنش تیر نمی‌خواست نسیمی بس بود

سیدتی یا رباب ....

روی این دستم تنش 
بر روی این دستم سرش
آه بفرستم، کدامش را برای مادرش؟

دیدم با نیزه تنت رو از زمین بلند کرد
جلو چشام بگو بخند کرد
به حلقومت یه نیزه بند کرد

رگ‌هات رو دیدم یه عده نابلد بریدن
چقدر سرت رو بد بریدن

نظرات