نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

قاری قرآن زینب سیدِ عطشانِ زینب از غم فردا حسین جان خورده شرر جانِ زینب گر چه محنت، کشیدم اما من اسارت، ندیدم اما "سیدی یا اباعبدالله" *** وقت جدایی رسیده رنگِ رخ من پریده ترسم از این است ببینم جسم تو در خون تپیده ای عزیزِ دل من بنگر جز تو مَحرم ندارم دیگر "سیدی یا اباعبدالله" *** دل نگرانم حسین جان بعد تو گردم پریشان در پی تو می دَوَم بر روی خارِ بیابان من نبینم که رفتی گودال زیر نیزه تو رفتی از حال "سیدی یا اباعبدالله" ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد