غمگینی و محزونی ای همسفر زینب

غمگینی و محزونی ای همسفر زینب

[ جواد مقدم ]
غمگینی و محزونی ای همسفر زینب
می‌بینی پُر از خونه چشمای تر زینب

من دلهره‌م از دست روی بد تقدیره
این خاکی که می‌بینم از من تو رو می‌گیره 

پُرِ دردسره ته این سفرا
بیا رد شیم حسین مثل رهگذرا

بی‌قراره زمین، پریشونه هواش
روزا گرمه میگن ولی سرده شباش

خیمه نزن و بریم مدینه
اشکای منو کسی نبینه

می‌بینی دلم نداره طاقت
تو صورت تو غبار بشینه

آه حسین آه حسین، بیا برگردیم...
****
اشکام نتونست آخر آروم کنه این دردو
خاکش چه غمی داره ما دلواپسیم هر دو
ما دلواپسیم هر دو

دلواپس دخترها، دلواپس شیرخواره 
می‌ترسه علی‌اصغر چون حرمله بیداره
چون حرمله بیداره

ما رسیدیم و حرمله داره خبر
که میگن با خودش داره تیر سه پَر

توی خیمه رباب شده دست به دعا
دل حرمله رو بسوزونه خدا

بی‌چاره رباب دلش کبابه
حالش واسه شیرخواره خرابه

گرمای سر ظهرو که حس کرد
دیدم از الآن به فکر آبه

 آه حسین آه حسین، بیا برگردیم...
****
تو خیره به چشم من، من خیره به حلقومت 
حرف تو رو می‌خونم از چشمای مظلومت
از چشمای مظلومت

وقتش شده حالا که هستم روبه‌روی تو
بوسه بزنم جای مادر به گلوی تو

آخه دشنه‌ی شمر می‌رسه به گلوت
می‌میرم ببینم زده پنجه به موت

می‌میرم اگه شمر به تو پا بزنه
به تو نیزه سنان بی‌هوا بزنه

رو سینه‌ی تو نذاره پاشو
اون چکمه‌ی سنگین و سیاشو

آرامشتو به‌هم نریزه
بالا نبَره برات صداشو
رو سینه‌ی تو نذاره پاشو

 آه حسین آه حسین، بیا برگردیم...

پربازدید ترین زمینه محرم و صفر ورود کاروان به کربلا

محبوب ترین محرم و صفر ورود کاروان به کربلا

محبوب ترین جواد مقدم

نظرات